آیا زمان اعلام استقلال جدید فرا رسیده است؟ ۲۰ خبرگزاری برتر


این روز استقلال زمانی است که به یاد بیاوریم چرا برای آزادی باید ابتدا استبداد را رها کنیم. دلیل عدم امکان ماندن تحت پوشش ولیعهد بریتانیا به دلیل یک سری اقدامات غیرقابل تحمل توسط دولت مستبد بریتانیا است که آزادی ها و آزادی های فردی ما را غصب کرده است. اما امروز شاهد همان اقدامات غیرقابل تحمل دولت متورم خود هستیم. آیا سطح مطلق گرایی به جایی رسیده است که تغییر لازم باشد؟

آیا زمان اعلام استقلال جدید فرا رسیده است؟

در ۴ ژوئیه ۱۷۷۶، دومین کنگره قاره ای اعلامیه استقلال ما را از یک دولت تمامیت خواه در بریتانیای کبیر تصویب کرد که منجر به ایجاد ایالات متحده آمریکا شد. آن سند شروع شد:

ما این حقایق را بدیهی می دانیم، که همه انسان ها برابر آفریده شده اند، و حقوق مسلمی به آنها داده شده است که از جمله آنها می توان به زندگی، آزادی و جستجوی خوشبختی اشاره کرد. – برای تأمین این حقوق، دولت هایی در میان آنها ایجاد می شود. مردم و اختیارات عادلانه آنها ناشی از رضایت حکومت شوندگان است که هر گاه هر شکلی از اشکال حکومت مخرب این اهداف شد، این حق مردم است که آن را تغییر دهند یا لغو کنند و حکومت جدیدی ایجاد کنند. خود را بر اساس این اصول قرار دهند و قدرت های خود را به گونه ای سازماندهی کنند که فکر می کنند به احتمال زیاد بر امنیت و خوشبختی آنها تأثیر می گذارد.

اگرچه این سخنان ۲۴۶ سال پیش نوشته شده است، اما امروز به اندازه سال ۱۷۷۶ صادق است. در بیشتر این سال ها، این ملت می دانست که استبداد چیست و توانست با مردان و زنان عاقلی که موافق بودند راهی برای دور زدن آن ببافند. قبول کن. چه چیزی برای این جمهوری بهتر از خودشان بود.

هنگامی که این عقلانیت توسط منافع شخصی فروکش کرد، ما خود را در یک جنگ داخلی بزرگ دیدیم که جان بیش از ۶۰۰۰۰۰ آمریکایی را از هر دو طرف گرفت. این قتل عام وحشتناک به دلیل این ایده بود که هر دو طرف معتقد بودند که کاملاً درست می‌گویند. بین این دو راه جای ایستادن نگذاشت. طرف بود یا مخالف او فضایی از نفرت را بین متخاصمین ایجاد کرد که در میدان جنگ خود را نشان داد. موردی که منجر به مرگ تعداد زیادی شد.

در سال ۱۸۶۰، کاهی که کمر شتر را شکست، انتخاب آبراهام لینکلن بود که معتقد بود برده داری اشتباه است. کسانی که در جنوب بودند از اتحادیه جدا شدند و ثابت کردند که اعلامیه استقلال به همان اندازه درست است. اینکه هیچ دولتی بدون رضایت حکومت شوندگان نمی تواند وجود داشته باشد.

در سال ۲۰۱۶، دونالد جی ترامپ انتخاب شد و این ضرب المثل بار دیگر ثابت شد که مخالفت کافی به یک دولت تقریبا غیرقابل کنترل منجر شد. برای چهار سال، ملت با اتهامات واهی علیه او، پیگردهای نادرست، و شورش مسلحانه در شمال غرب به رهبری سوسیالیست‌هایی که تلاش می‌کنند ترامپ را سرنگون کنند، از هم پاشیده شده است.

انتخابات دزدیده شده ۲۰۲۰ ثابت کرد که مخالفان آزادی تا کجا پیش خواهند رفت.

در حالی که مورخان بحث ایالت در مقابل حقوق فدرال را به عنوان علت اصلی جنگ داخلی ما مطرح می کنند، علت واقعی نهاد برده داری بود. و مانند آن زمان، امروز ما یک موسسه سقط جنین داریم. در این کمپین سقط جنین، یک بار دیگر بحث بر سر حقوق ایالت در مقابل قدرت فدرال وجود دارد.

با حکم اخیر SCOTUS مبنی بر کنار گذاشتن پرونده Roe v Wade، نبرد بین مدافعان حقوق ایالت ها علیه قهرمانان بزرگ دولت، بار دیگر این مناقشه را به خط مقدم سیاست آمریکا بازگرداند.

کسانی که قویاً از سقط جنین حمایت می کنند، معتقدند که دیوان عالی حق ندارد همان حقی را که همان دادگاه ۵۰ سال پیش به آنها اعطا کرده بود، سلب کند. با این حال، مخالفان سقط جنین بر این باورند که دیوان عالی در اعطای این حق در وهله اول اشتباه کرده و معتقد است که قدرتی را که قانون اساسی به دولت ها داده است، غصب کرده است. یا برای مردم آخرین حکم SCOTUS در این مورد، که بعداً آن را تأیید می کند.

این ترکیبی ناخوشایند است که بار دیگر آمریکا را در آستانه جنگ داخلی قرار داده است. همانطور که در سال ۱۸۶۰، هر دو طرف معتقدند که کاملاً حق با آنهاست و طرف مقابل شرور است. کسانی که زمانی استدلال و سازش را بیان می کردند، در آن زمان نیز مانند اکنون به عنوان خائن طرد شدند. هر دو طرف اصرار دارند که ما طرفداری کنیم. دلیل و تسویه حساب دیگر قابل قبول نیست.

ناتوانی در استدلال منجر به درگیری در آستانه جنگ داخلی ما شده است، مانند شکاف فعلی.

قبل از جنگ داخلی، ما شکارچیان بوته را در برابر متجاوزان قرار می دادیم. امروز ما Antifa/BLM Challenge Proud Boys را داریم. در هر صورت، این نشانه ای از جنگ آینده است و نشانه ای از این است که شهرک سازی به سرعت در حال محو شدن است.

هر دو طرف معتقدند که دلیلی برای موضع خود دارند. آیا کسی فکر می کند حمله جان براون به آرسنال ایالات متحده در هارپرز فری، ویرجینیا، با عجله به ساختمان کنگره ایالات متحده در ۶ ژانویه ۲۰۲۱ متفاوت است؟ یا محاصره فورت سامتر، کارولینای جنوبی، با محاصره بیش از ۱۰۰ روزه مارک او متفاوت است. هتفیلد آمریکایی در پورتلند، اورگان؟ در آن زمان، مانند اکنون، تحریکات ما را به ناآرامی‌های داخلی نزدیک‌تر می‌کند که بهبودی چندین نسل طول می‌کشد.

تشابه تنش‌های بین دو طرف در سال‌های ۱۸۶۰ و ۲۰۲۲ به قدری چشمگیر است که ترسناک است. به حدی که بسیاری معتقدند جنگ داخلی جدید اجتناب ناپذیر است.

با این حال، جنگ داخلی بین ما آخرین چیزی است که در دنیای بسیار خطرناک به آن نیاز داریم. به خصوص در زمانی که جنگ جهانی سوم ممکن است هر گونه اختلالی را در ساختار قدرت فعلی ایجاد کند. برخلاف سال ۱۸۶۰، ایالات متحده امروز تنها چیزی است که جهان را از جهانی در حال جنگ جدا می کند.

امروز، بیش از هر زمان دیگری، باید اختلافات خود را حل کنیم تا از یک هارمگدون هسته ای جلوگیری کنیم. جنگ داخلی دوم آمریکا خلاء لازم را ایجاد می کند تا به چین یا روسیه اجازه دهد رویاهای توسعه طلبانه خود را تحقق بخشند. خطر فدرالیسم در مقابل جمهوری بیشتر است. با این حال تنش ها در سراسر آمریکا گسترش یافت.

با تصمیم اخیر SCOTUS در مورد Roe v Wade در پرونده Dobbs، ما دیدیم که چپ خود را رها کرد و هر ظاهری از تفکر منطقی را از بین برد. چپ به احساسات ناب بازگشته است و تمام منطق و عقل را در زباله دانی حقیقتی که ویران کرده بودند رها کرده است. با آن تلاش دیگری برای از بین بردن سنت و تاریخ آمریکا صورت می گیرد. یکی از دلایلی که ما از دیکتاتوری بزرگ دولتی خارج شدیم این است که ما مردم در شکل حکومتی که می خواهیم حرفی برای گفتن داریم.

در واقع، چپ به قدری سرکش شده است که در هر تلاشی برای فرونشاندن ترس خود، شر را می بینند. حقیقت ساده این است که سقط جنین هنوز برای هر کسی که بخواهد در دسترس است. با این حال، توضیح حقایق کمکی به عصبانیت آنها نمی کند. بیشتر از این که توضیح دهیم که ما مردم سرنوشت خود را در آمریکا کنترل می کنیم، نه دولت بزرگی که می خواهد تمام افکار، اعمال و رفتار ما را کنترل کند. با این حال، این دقیقا همان چیزی است که آنها به دنبال آن هستند. آنها به دلیل واکنش های احساسی اولیه خود، نمی توانند عواقب جدی این رفتار را ببینند.

چپ به حقیقت، عدالت، هماهنگی، تاریخ منحصر به فرد ما، یا انصاف علاقه ای ندارد. تنها خواسته های خودخواهانه آنها دلیلی است که قلب Roe v Wade آنها را بسیار تحت تأثیر قرار می دهد. آنها نمی توانند از این ایده که هر کسی یا چیزی غیر از خودشان مهم است بگذرند. آنها حاضرند صدها میلیون کودک متولد نشده را به خاطر خواسته های خودخواهانه خود بکشند. آیا واقعا فکر می کنید که آنها می توانند درک کنند که اقدامات آنها می تواند منجر به جنگ جهانی شود که بشریت را از بین خواهد برد؟

آنها به هیچ کس و هیچ چیز جز خودشان اهمیتی نمی دهند. چگونه به آنها خطرات اعمالشان را بگویید؟ حقیقت تلخ این است که شما نمی توانید. مثل اینکه بخواهی با آجر بحث کنی. بریک اهمیتی نمی دهد و آنهایی که مخالف آمریکا هستند نیز اهمیتی نمی دهند. مانند آجر، باید در بین انسان ها جا مانده را در جای خود قرار دهید.

یک بار دیگر، پاسخ را می توان در اعلامیه استقلال ما یافت:

اما هنگامی که یک سلسله طولانی از سوء استفاده ها و تجاوزها، که همیشه به یک هدف تمایل دارند، عزمی را برای کاهش آنها در استبداد مطلق پیشنهاد می کنند، این حق و وظیفه آنهاست که از چنین حکومتی چشم پوشی کنند و برای آینده برای خود نگهبانان جدیدی فراهم کنند. ایمنی “

این استبداد اینجا و اکنون است.

جو بایدن، رهبر جنبش سوسیالیستی بی هدف در آمریکا امروز، یک رژیم استبدادی را اداره می کند که در آن از وزارت دادگستری و FBI به عنوان پلیس مخفی علیه کسانی که از قانون اساسی محافظت می کنند استفاده می کند. او از آنها برای حمله به والدینی که هیئت مدیره مدارس مورد تایید او را زیر سوال می برند و سیاستمداران مخالف را دستگیر کرد، استفاده کرد.

این دولت بیش از یک سال است که برخی از زنان و مردان را بر خلاف قانون اساسی به اتهامات جنایی در سلول های انفرادی در انتظار اعتراضات ۶ ژانویه نگه داشته است. او از احکام SCOTUS سرپیچی کرد و در عین حال از حمایت از قضات دیوان عالی که بر خلاف عقاید او حکم دادند، امتناع کرد. این دولت از اقدامات تروریستی سوء استفاده کرده و به طور غیرقانونی مکالمات خبرنگاران، سیاستمداران و شهروندان عادی را شنود کرده است.

همه اینها بیشتر حقوق اساسی مندرج در منشور حقوق را نقض می کند. او از قدرت خود برای تحت فشار گذاشتن رسانه های اجتماعی برای انکار حق آزادی بیان و سانسور هر مکالمه ای که با آن مخالف بود، سوء استفاده کرد. او اعتماد بین این دولت و مردم را شکست.

زمان آن فرا رسیده است که یک بار دیگر مخالفت خود را با این وحشیگری اعلام کنیم.

ابزار اعلامیه جدید استقلال که این بار از آن استفاده خواهیم کرد، صندوق رأی ۸ نوامبر ۲۰۲۲ خواهد بود. در آنجا ما این بزرگترین تهدید را برای ملت خود و جهان شکست خواهیم داد. در اتاق رای گیری، ما مردم آمریکا را سنگ بنای آزادی و دموکراسی برای جهان خواهیم ساخت. ما مردم، انتخابات آزاد را با ناظران رای گیری تضمین خواهیم کرد تا از سلامت انتخابات اطمینان حاصل شود.

در ۸ نوامبر ۲۰۲۲، ما مردم می خواهیم که سیاستمداران ما صدای ما را با صدای بلند و واضح بشنوند. این اعلامیه جدید استقلال ما از ظلم و ستم این دولت ظالم، تمامیت خواه و سوسیالیست خواهد بود.

بنابراین در حالی که آتش بازی آسمان شامگاه چهارم ژوئیه را روشن می کند، در عظمت آنها غوطه ور شوید و آن نیاکانی را به یاد بیاورید که تمام تلاش خود را کردند تا بزرگترین ملت روی زمین را به ما هدیه دهند. آنها باید برای تامین آزادی و آزادی ما فداکاری می کردند و ما نیز باید.

در این روز استقلال، روزی را که روز قیامت به زودی فرا می رسد، می چشیم. با این حال، ما باید سهم خود را انجام دهیم. حتما در نوامبر رای دهید.

روز استقلال مبارک!

نظرات و نظرات بیان شده در این مقاله متعلق به نویسنده است و ممکن است لزوماً منعکس کننده نظرات این نشریه نباشد.

جوزف راگونز کهنه سرباز نیروی هوایی ایالات متحده، افسر پلیس بازنشسته، دارنده مدرک عدالت جنایی، کارآفرین، روزنامه نگار، ویراستار، ناشر، و رمان نویس است. آخرین کتاب او، “سیف محمد” می توان آن را در Amazon.com در جلد شومیز یا Kindle خریداری کرد.

جوزف را به سالن دنبال کنید (https://www.parler.com/writerworks9)

به جو در گاب بپیوندید (https://www.gab.com/jragonese) و جو در Gettr (https://gettr.com/user/joeragonese)

اگر این مقاله برای شما مفید بود، لطفاً کمک مالی کوچکی به ما بدهید یک فنجان قهوه برای کمک به حمایت از روزنامه‌نگاری محافظه‌کار – یا اطلاع رسانی. متشکرم.

منبع سندیکایی برای مقاله اصلی RWR.