اگر هاکسلی و اورول و ملکه در یک شام شرکت کنند – اینجا جایی است که آنها موافق هستند – بیست خبر برتر


به نظر می رسید که ۷۰ سال سلطنت شاه در ۱۰ روز گذشته تأثیر منفی داشته است. تماشاگران جهانی صادقانه به صفحه نمایش خود چسبیدند و از روایت های ارائه شده توسط رسانه ها و طبقه سیاسی استفاده کردند. اینجا در آمریکا تفاوتی نداشت.

ملکه واقعاً بسیار پیر بود، اما زمان مرگ او انحراف مورد نیاز جهانی‌سازی را تسهیل کرد – به جسم درخشان بالای این شانه نگاه کنید، نه موجودی حساب بانکی یا چراغ‌های چشمک زن. ناگفته نماند بی‌ثباتی گسترده اقتصادها و کشورها یا احتمال فزاینده جنگ هسته‌ای.

علیرغم تمام لایه های معنایی مهمی که مرگ ملکه الیزابت دوم به عنوان یک واقعیت به ارمغان آورد، شاید نافذترین لایه این بود که فرد نه تنها شاهد آشکار شدن تاریخ، بلکه در واقع مشارکت در آن بود.

به ندرت لحظاتی در زمان وجود دارد که چنین دامنه وسیعی را برای بازنگری ضروری، بدون بازنگری، در چارچوب و چشم انداز نه قرن گذشته به بشر ارائه دهد. درمانگران ما سوگیری غوطه وری ارائه کردند یادداشت های صخره ها در حالی که سرها صحبت می کنند … آنها حواسشان را از اتفاقات عمیق تری که در حال رخ دادن هستند منحرف می کنند. می ترسم عده کمی عظمت او را درک کنند، بسیار کمتر درس ها و پیش بینی ها را جذب کرده اند.

رویدادهای تاریخی بایگانی شده به عنوان قناری در یک عکس فوری از معدن زغال سنگ و به عنوان خاطره ای از پاسخ های استراتژیک به یک چهارراه مکرر در دسترس انسان ها عمل می کند. باهوش تر و فداکارتر از ما از این موضوع آگاه بودند و بار تمرینات ما را به مرور زمان بر دوش گرفتند. به نظر حقیر من، ملکه الیزابت دوم در این دسته قرار می گیرد. جهان در دهه‌های اخیر، به‌ویژه در غرب، احساس می‌کند گمشده، فاقد شجاعت و قهرمان است. غرور و بی تفاوتی جای خالی را پر کرد.

“حتی دیرتر از آنچه فکر می کنید” (پادکست ما را ببینید اینجا). وقتی تئوری‌های توطئه عجله می‌کنند تا شیوه زندگی، آزادی‌ها و فرهنگ‌های ما را به مقصدی برسانند که قبلاً فقط در رمان‌های دیستوپیایی مورد بحث قرار گرفته بود.

تعادل کافی در چنین عجله ای می تواند استرس زا باشد – به اندازه کافی طولانی برای به دست آوردن دیدگاه و زمینه ای که درک عمیق تری ارائه می دهد. یک همستر روی چرخ راه می‌رود، زیرا در قفس خود قرار دارد – نوعی خلبان خودکار که بیشتر ما روی آن افتاده‌ایم.

همه ما می خواهیم باور کنیم، باید باور کنیم که این زمان هیچ تفاوتی با دیگر زمان‌های تاریخ ما ندارد، زمانی که در ایدئولوژی آمریکایی شکاف‌هایی پدید آمده و فرهنگ ما برای سالم و وفادار به آزادی‌هایمان ظاهر شدن دردسرهای فزاینده‌ای را متحمل شده است.

این ضرب المثل را می دانید که “آونگ می چرخد ​​و آمریکا در نهایت به یک کشور راست میانه تبدیل می شود.” شما به این ایده چسبیده اید که اکثر رأی دهندگان آمریکایی میانه رو هستند، نه ایدئولوژیک. اما آیا این دیگر حقیقت دارد؟ آیا این مثل هر زمان دیگری در تاریخ ماست؟ آیا سلطنت بریتانیا به شکوه سابق خود باز خواهد گشت؟

صادقانه بگویم، ساده لوحانه است که این پرسش ها را فقط از منظر سواحل خود در نظر بگیریم یا درس های سختی را که تاریخ ارائه می دهد انکار کنیم. «این بار» در فرهنگ غرب پراکنده است، نه فقط در کشور ما. گروه در راه راهپیمایی هستند و تا آنجا که چشم کار می کند و فراتر از آن، آمیزه ای از لذت گرایی و نیهیلیسم وجود دارد.

کسانی که دیوانه‌وار تلاش می‌کنند تا «تنظیم مجدد و انتقال بزرگ» را انجام دهند، به افرادی متکی هستند که از تاریخ بی‌اطلاع، بی‌تفاوت و به آسانی نسبت به کسانی که در اسارت نگه می‌دارند تعهد دارند.

بسیاری از آنها ساعاتی از روز خود را برای تماشای مراسم تشییع جنازه ملکه انگلیس اختصاص می دهند. شکوه و عظمت رشته های انسانی قرن نهم – سیستم های هدفمند سنتی – ممکن است شما را تشویق کند که درس های جزایر قناری مرده را جستجو کنید.

این مصاحبه در سال ۱۹۵۸ با فیلسوف و نویسنده آلدوس هاکسلی است که توسط مایک والاس فقید با شهرت ۶۰ دقیقه انجام شد. این بحث جذاب بر روی امکان دیکتاتوری جهانی در آینده بر اساس عوامل عمده فرهنگ و جهش های تکنولوژیکی و همچنین ظهور دولت متمرکز است. هاکسلی یک تماشاگر بود:

دکتر. رابرت مالون بینش و پیشینه ای باورنکردنی در مورد هاکسلی ارائه می دهد، روابط خانوادگی او که ارزش بررسی دارد – اینجا را بخوانید.

هاکسلی جورج اورول را نیز کارگردانی کرد. در زیر ویدئویی از چندین سال پیش آمده است که ایده‌های اورول در مورد چگونگی مرگ آزادی را بررسی می‌کند:

توتالیتاریسم دیگر در آینده ای دور نیست. ادامه مطلب را اینجا بخوانید. هم دیوارهای قرمز بایدن که نیمی از کشور را دشمن و تروریست داخلی اعلام می‌کند و هم پیروزی روستایی پوتمکین بر اقتصاد، نشانه‌های روشنی است که نشان می‌دهد ما آن جمهوری مشروطه نیستیم.

ویژگی های یک دولت توتالیتر عبارتند از:

  • جرم انگاری رسمی ناراضیان/پیگردهای سیاسی.
  • کنترل دولت بر رسانه ها/روایات تبلیغاتی.
  • سانسور آزادی بیان
  • انتخابات تقلبی
  • پاک کردن یا بازنویسی تاریخچه
  • ظهور دولت پلیسی
  • تلقین علمی/فرهنگی برای ایجاد تفرقه و دامن زدن به انقلاب.
  • ویران کردن اقتصاد برای ایجاد بحران برای کاربرد سوسیالیسم.
  • سیاسی شدن خدمات ملکی، ارتش، گارد ملی و سازمان های امنیت داخلی.
  • ظهور دولت نظارتی و استفاده از آن برای مجازات دشمنان سیاسی خود.
  • انباشت دیوان عالی یا قانون کشور.

مردم آمریکا آگاهانه سوسیالیسم را نخواهند پذیرفت، اما تحت عنوان «لیبرالیسم»، همه بخش‌های برنامه سوسیالیستی را در آغوش خواهند گرفت تا اینکه روزی آمریکا بدون اینکه بدانند چگونه به وجود آمد، تبدیل به یک کشور سوسیالیستی شود.»

نورمن توماس

سرمایه داری دوست بازار آزاد نیست. سرمایه داری اوج گرفت دنیایی از فقر شدید فقط در ۱۰۰ سال گذشته، از ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۱، سرمایه داری کمک کرده است. ۷۰۰ میلیون مردم جهان از چرخه فقر بیرون می آیند. سوسیالیسم، اگر اجازه داده شود مسیر منطقی خود را طی کند، تبدیل به کمونیسم می شود. ۱۰۰ سال کمونیسم کنترل نشده منجر به مرگ بیش از ۱۰۰ میلیون نفر شد.

یک حکومت جهانی فقط یک قدم قدیمی دیگر در هژمونی کمونیستی است. هاکسلی و اورول به طور شهودی این را می دانستند حتی اگر عناصر ایدئولوژی را دوست داشتند. آنها قناری های معدن زغال سنگ بودند که غرش کردند تا ساکت شدند.

ملکه ارزش ذاتی جنبش امپریالیسم را که ذاتاً در جوامع فئودالی که در آن متولد شد، به سوی آزادی، بدون از بین بردن آنچه نجیب و صادقانه برای بشریت در رابطه با رشته‌های تاریخی سلطنت بود، تشخیص داد. آنقدر هواپیمای زیبا و زرد روشن بود که دیگر نمی توانست نفس بکشد.

آیا تا به حال این بازی را انجام داده اید که چه کسی را به مهمانی شام دعوت کنید، مرده یا زنده؟

مناظره ای را روی میز شام با هاکسلی، اورول و ملکه الیزابت دوم تصور کنید، با نظرات مختلف در مورد موضوعات مورد بحث. خوشبختانه برای ما، تاریخ بایگانی شده به ما می گوید که آنها کجا همسو خواهند شد، و خطرات فناوری و قدرت فاسد دو مورد از بسیاری از آنهاست.

همه از دانش خوب تاریخ به عنوان یک فرهنگ کاری حمایت می کنند. با این حال، من گمان می کنم که آنها از صمیم قلب موافق باشند که مردم باید اراده آزاد داشته باشند در واقع علیه قدرت توتالیتر و تبلیغات رو به رشد.

اگر این مقاله برای شما مفید بود، لطفاً کمک مالی کوچکی به ما کنید یک فنجان قهوه برای کمک به حمایت از روزنامه‌نگاری محافظه‌کار – یا اطلاع رسانی. متشکرم.

منبع انجمن برای مقاله اصلی RWR.