بن شاپیرو با هلنا کرچنر، سابق ترنس مصاحبه می کند. شاید داستان او مال من بود.


اخیراً بن شاپیرو با زن جوانی مصاحبه کرد که در نوجوانی تحت عمل جراحی تغییر جنسیت دو ساله قرار گرفت و متوجه شد که این اشتباهی بود که چیزی جز درد برای او ایجاد نکرد، بنابراین مجبور شد نگرش خود را تغییر دهد. . نام او هلنا کرچنر بود.

بن شاپیرو: اولین بار چه زمانی به این ایده رسیدید؟

هلنا کرشنر: “برای من، از حدود ۱۵ سالگی شروع شد. دوره ای از زندگی ام را سپری می کردم که در آن دوستان زیادی نداشتم.”

شرایط هلنا، که منجر به تصمیم فاجعه‌بار او برای «اخراج» شد، مرا به یاد دوران کودکی‌ام انداخت. درست مثل هلنا، وقتی تقریباً در آن سن بودم، دوستان زیادی نداشتم. من اغلب در خانه تنها بودم و به این فکر می کردم که چرا یکی از دختران “معشوق” نیستم. نفهمیدم چرا دوستان دوران کودکی ام مرا رها کردند. چرا همکلاسی هایم مرا به مهمانی هایشان دعوت نکردند؟ و چرا من مانند دختران دیگر پسرانی از من نپرسیدند. من به دخترهای دیگری که زندگی نوجوانی “عادی” داشتند و داشتند حسادت می کردم. همه چیز مورد قبول آنها قرار گیرد.

هلنا کرشنر: «به نوعی [social media] محیط، من با ایدئولوژی جنسیت آشنا شدم، اما با ایدئولوژی بیداری چپ نیز آشنا شدم. برای سازگاری اجتماعی، کاری را که واقعاً دوست داشتم انجام دادم، زیرا دوستان زیادی در زندگی واقعی نداشتم، بنابراین مجبور شدم همه این باورهای چپ را بپذیرم.

پذیرش اجتماعی و تایید همسالان برای نوجوانان جوان به معنای جهان است. در مورد من هم همینطور بود و بعدها در زندگی همان تمایل به پذیرش اجتماعی را در فرزندانم دیدم. هر بار چیزی را می پذیرفتند یا رد می کردند، نه به نفع خود، بلکه به این دلیل که سایر بچه های مدرسه فکر می کردند “باحال” است. این شامل موسیقی، لباس، کتاب، فیلم و حتی انتخاب زبان بود. من اغلب مجبور بودم وارد عمل شوم و به آنها یادآوری کنم که “پیروی از جمعیت” همیشه به نفع آنها نیست، و به عنوان والدین، مقابله با فشار همسالان که من آن را مضر می دانم آسان نیست.

با آگاهی کامل از تأثیرات فشار اجتماعی از تجربه دوران کودکی‌ام، می‌دانستم که چقدر فرساینده است. من خودم در تلاش برای کسب رضایت اجتماعی، برخلاف قضاوت شخصی و شناخت بهتری که از والدینم دارم، انتخاب های ضعیف بسیاری انجام داده ام. خوشبختانه برای من، هیچ یک از تصمیم‌های من شامل مصرف داروهایی که زندگی را تغییر می‌دهند یا بدنم را تغییر نمی‌دهند. هلنا کرشنر چندان خوش شانس نبود.

هلنا کرشنر:[People on social media] به من گفته شد که اگر احساس ناسازگاری با او دارید، به این معنی است که شما ترنس هستید. اگر احساس می کنید بدن خود را دوست ندارید، به این معنی است که شما ترنس هستید. اگر احساس می کنید که دختران دیگر شما را درک نمی کنند، این بدان معنی است که شما ترنس هستید.

من قبل از عصر رسانه‌های اجتماعی بزرگ شدم، جایی که یک بچه منزوی می‌توانست با گرفتن هزاران «لایک»، «رفع» خود را دریافت کند. نوجوانان به اندازه کافی بالغ نیستند که تفاوت بین حمایت واقعی سمپاتیک و صدای مصنوعی را بدانند. من به راحتی می توانم درک کنم که برای یک دختر جوان که دائماً احساس می کند “رد شده” شده است، در نهایت توسط “جمعیت شگفت انگیز” تشویق می شود چقدر می تواند ناصادقانه باشد. به اندازه هر ماده مخدری مضر است و اعتیادآور است.

هلنا کرشنر: “ضمایرم را تغییر می‌دهم، هزار تایید مثبت می‌گیرم. داشتم موهایم را کوتاه می‌کردم – هزار تایید مثبت. و بعد از دو سال که از سوراخ خرگوش پایین می‌رفتم، بالاخره فکر کردم که قرار است پسر شوم. عوض شدن.”

روان نوجوان بسیار شکننده است. علاوه بر این واقعیت ساده در دوران نوجوانی، نوجوانان دارای هورمون هایی هستند که در بدن آنها موج می زند و احساسات آنها را از بین می برد. علاوه بر این، «رد شدن» یا «عدم محبوبیت» باعث آسیب شدید روحی می شود. در این زمان کودکان آسیب پذیرترین هستند و برای مقابله با اثرات مخرب خارج از خانواده نیاز به راهنمایی قوی دارند.

متأسفانه، بسیاری از والدین یا در مورد ماهیت مشکلات فرزندشان اطلاعات نادرست دارند، یا می خواهند خودشان حلقه اجتماعی خود را تأیید کنند، یا به سادگی آنقدر قوی نیستند که بتوانند عقب نشینی کنند – و عواقب آن برای کودک وخیم است. اپیدمی “گذرا” اکنون کشور را فرا گرفته است نسلی از باطل ایجاد می کند.

هلنا کرشنر: «داشتن تأثیر اجتماعی زیاد در زندگی واقعی، آنچه را که من به‌صورت آنلاین یاد گرفته‌ام به چالش نمی‌کشد».

احتمالاً بسیاری از ما با والدینی برخورد کرده ایم که معتقدند فرزندانشان هیچ اشتباهی نمی کنند. آنها ادعا می کنند که فریاد زدن در یک رستوران، هجوم به خانه دوست یا لگد زدن به هم تیمی “بیان سالم خلاقیت کودک” است. این والدین هیچ معیاری برای رفتار تعیین نمی کنند و به فرزندان خردسال خود اجازه می دهند که از نظر عاطفی شکننده و بدون مهارت های اجتماعی بزرگ شوند.

اکنون، بسیاری از والدین پا را فراتر می گذارند و معتقدند که «هویت جنسیتی» کودک خردسال می تواند به همان اندازه آزادانه بیان شود که او رنگ تی شرت خود را انتخاب می کند. داخله این تمرین خیره کننده در غفلت روزنامه نگاری، FOX داستان خانواده‌ای را برجسته می‌کند که کودک پنج ساله خود را تغییر دادند، زیرا معتقد بودند کودک وانمود کرده که از جنس مخالف است. قبل از می تواند صحبت:

پوشیدن لباس های زنانه برای او دردناک بود و ما مدام به او می گفتیم که تو دختر هستی.»

خانواده ادعاهای بی‌سابقه‌ای دارند (و روزنامه‌نگار تکرار می‌کند) مبنی بر اینکه کودکی که «هویت جنسی او تأیید نشده است» احتمالاً خودکشی می‌کند. هیچ مدرکی دال بر صحت این موضوع وجود ندارد. این یکی از مطالعاتی است که ثابت می کند تمایل به خودکشی افراد ترنس در هیچ مرحله ای از «انتقال» کاهش نمی یابد.

وجود داشته باشدبا وجود بزرگسالان دارای کمبود جنسی (بر خلاف بسیاری از کودکان که تقاضا انجام می دهند). و برای آن تعداد معدودی، تغییر بدن آنها ناراحتی را از بین نمی برد. کمبود جنسیت یک اختلال روانی است که با ترمیم مغز و نه بدن قابل درمان است.

در مستند زن چیست، مت والش با چند «متخصص» مصاحبه می‌کند که ادعا می‌کنند «بهترین منافع کودکان» را دارند. لبخند شیرینی می زنند و با لحنی آرام صحبت می کنند که باعث می شود با کودکان مضطرب و والدینشان که بهتر نمی دانند احساس همدردی و همدردی کنند. چیزی که هیچ یک از آنها متوجه نمی شوند این است که این رفتار بچه های ماهیگیر است.

مانند شکارچیان غیرقانونی نوزاد، این “حرفه ای ها” کودکان را دستکاری می کنند و آنها را متقاعد می کنند که چیزهای وحشتناک – مانند برداشتن اندام های سالم یا استفاده از داروهای غیرقابل برگشت – طبیعی و سالم هستند. این «پزشکان» و «متخصصان» جانوران وحشتناکی هستند که توسط کودکان ضعیف و والدین گمراه و ضعیف آنها طعمه می شوند.

تحمیل خیالات کودک مانند راه رفتن در طوفان بر روی یک پل لرزان و دست نخورده است. در مواقع آشفتگی و آشفتگی روانی، کودک به وضوح و راهنمایی روشن نیاز دارد. کارشناسان واقعی، مانند جردن پیترسون، محکم صحبت می کنند. آنها با اطمینان خودفریبی کودک را رد می کنند و به وضوح بیان می کنند که چه چیزی واقعی و چه چیزی خیالی است. یک پدر و مادر عاقل و دوست داشتنی باید همین کار را بکند. در حالی که ابراز محبت و شفقت ضروری است، هرگونه “پذیرش” انتخاب های مخرب فرزند شما خودخواهانه و بی رحمانه است.

من خوش شانس بودم که والدینی با اراده دارم که دستورالعمل ها و استانداردهای واضح آنها برای بازگرداندن انتخاب های بدی که در کودکی انجام دادم کافی بود. به دلیل تأثیر مخرب رسانه های اجتماعی و طبقه سیاسی فاسد این یک دستور کار مضر را به والدین تحمیل می کندممکن است فرزند شما چندان خوش شانس نباشد. اراذل و اوباش فاسدی که شغل و پول خود را صرف شکنندگی عاطفی فرزند شما می کنند، پس از مدت کوتاهی کودک شما را هنگامی که فکر می کنند دیگر مفید نیست، دور می اندازند. در حالی که فرزند شما با عواقب انتخاب های ضعیف خود دست و پنجه نرم می کند، آنها به سمت “فداکاری روزانه” بعدی می روند. شما هستید تسهیل

از آنجایی که هلنا کرشنر به اندازه کافی خوش شانس بود که خانواده ای حامی با پایه درست و غلط داشت، او توانست بر اشتباهاتی که در کودکی مرتکب شده بود غلبه کند. شما هم خوش شانس هستید که فرزندتان خوش شانس باشد بستگی به این دارد شما هستید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود، لطفاً کمک مالی کوچکی به ما کنید یک فنجان قهوه برای کمک به حمایت از روزنامه‌نگاری محافظه‌کار – یا اطلاع رسانی. متشکرم.

منبع انجمن برای مقاله اصلی RWR.