فیلم های خانگی – کتابخانه فیلم شخصی خود را ایجاد کنید – اخبار کلاس


نوشته کریستن چانسولد

این هفته در ژوئن ۱۹۸۸، از دبیرستان سانتا روزا فارغ التحصیل شدم و صبح روز بعد اولین سفر جاده ای انفرادی خود را به لس آنجلس آغاز کردم. من پنج روزه نبودم و فقط دو چیز را به یاد دارم.

اولین روزم را در سانتا باربارا گذراندم و تصمیم گرفتم با خوابیدن در ساحل پول پس انداز کنم. شن کمرم را عذاب می داد، کک های شنی مرا عذاب می داد و صدای امواج تقریباً مرا دیوانه می کرد. سرانجام در ساعت ۴ صبح تسلیم شدم، و آنجا، در بزرگراه متروک و تاریک ۱۰۱، به یاد می آورم که به ستاره های چشمک زن بر فراز دریا نگاه کردم و احساس وحشتناکی از سرنوشت کردم، گویی در سفری قهرمانانه هستم کشف یک قطعه مهم در رمز و راز زندگی ام، نگاه کردن به گذشته، پس از این همه سال، آنچه را که در سفرم کشف کردم، آشکار می کند، زیرا این تنها چیز دیگری است که به یاد دارم.

یه فیلم پیدا کردم

دو روز بعد، در حالی که در هالیوود قدم می زدم، با فیلمی در یک صفحه با حضور آلن رودولف مواجه شدم. نویندر دنیای هنر پاریس در دهه بیست قرن گذشته اتفاق می افتد. این یک جواهر عجیب با بازیگران بزرگ است – همچنین مورد علاقه بیش از یک روزنامه وابسته است – و با پوستر فیلم، آلبوم وینیل و جذابیت فیلم از سینما بیرون آمد. شک داشتم که روحم متعلق به گذشته باشد، نوین پیچ ۱.۲۱ گیگاواتی به ماشین زمان درونی من داد و من از آن زمان تا کنون چندین بار آن را تماشا کرده ام و همیشه چیز جدیدی در آن پیدا کرده ام، مخصوصاً در پی رشد فزاینده رسیده و پیچش و پیکان پیکان ها. زندگی

از چند سال گذشته به عنوان «زمان سخت» یاد می‌شود، و من سعی کرده‌ام استراتژی‌های مقابله‌ام را با داستان‌های جلدی در این مقاله درباره فرار و استفاده از آموزه‌های کوچک قدیمی برای واقعیت بخشیدن به کارم به اشتراک بگذارم. و در اینجا من با دیگری هستم، در مورد قطع خدمات استریم شما و ایجاد مدرک کارشناسی خود از بین ۱۰۰ فیلم برتر تمام دوران بحث می کنیم و فقط آنها را تماشا می کنم.

در مورد آن فکر کنید: آیا واقعاً می توانید بیش از صد فیلم را نام ببرید که تأثیری ماندگار در روح شما گذاشته اند، شما را به آنچه امروز هستید تبدیل کرده اند و سنگ بنای تخیل شما بوده اند؟ آیا تمام زندگی خود را به آرامی ساخته اید؟ تلاش ما برای فرسودگی در دنیای پر هرج و مرج از امکانات بی پایان، به معنای عدم خودآگاهی است، گویی که اصلاً خودمان را نمی شناسیم.

صد فیلم داستانی است که به اندازه کافی عالی است که یک عمر ماندگار شود.

* * *

آنها می گویند شما هرگز از عشق اول خود غلبه نمی کنید، و پس از بررسی دقیق، به جرات می توانم بگویم که بیشتر فیلم هایی که بارها و بارها تماشا می کنم به یکی از سه مرحله اول زندگی مرتبط هستند. متعلق به دوران کودکی چیزهایی مانند صدای موسیقی و جنگ ستارگان و ایندیانا جونز فیلم ها در حالی که متعلق به دوران نوجوانی است بازگشت به آینده سری و موسیقی راک رمانتیک. سپس با شروع کنید نویندنیای جهانی شدن، فیلم های کلاسیک و خارجی و فرار تاریخی با فرانسیس فورد کاپولا متعلق به دوران جوانی اوست. دراکولا مارتین اسکورسیزی عصر بی گناهی درست در اوج، یا به فیلم های مورد علاقه قبلی خود برمی گردم، یا فیلم های ۲۵ سال گذشته به خوبی فیلم های قدیمی نیستند. اگر دومی است، چرا خودمان را با ناامیدی همیشگی عذاب می دهیم؟

علم این را با نظریه شادکامی باسکین رابینز توضیح داده است. اگر کسی را در یک روز گرم تابستان متوقف کنید و به او بستنی بدهید، همیشه پاسخ می دهد: “من عاشق بستنی هستم!” آنها از بین سه موردی که او پیشنهاد می کند – وانیل، شکلات و توت فرنگی – را انتخاب می کنند و به حالت شادی می روند که ممکن است تمام روز ادامه داشته باشد. اما به مردم ۳۱ طعم بدهید تا از بین آنها انتخاب کنند، و معلوم می شود که از بستنی که با آن برخورد کرده اند راضی نیستند. این به این دلیل است که بخش خاصی از مغز فعال می شود: مکانی مرتبط با یک واکنش عاطفی به نام پشیمانی. انتخاب بستنی اشتباه – یا فیلمی برای تماشا – شما را به دنیای راه‌های حل‌نشده‌ای فرو می‌برد که عبارت «اگر…» آن را به تصویر می‌کشد.

قبل از اینکه بفهمم دارم چه کار می‌کنم، شروع به حذف سرویس‌های استریم مانند Netflix و Amazon Prime کردم. متوجه شدم که وقتی با انتخاب های بی پایانی روبرو می شدم که همه برای من ردیف شده بودند، همیشه روی چیزی کلیک می کردم که جالب به نظر می رسید، آن را به مدت ۱۵ دقیقه تماشا می کردم، سپس چیز دیگری را امتحان می کردم و لیستی را که اخیرا دیده بودم می دیدم. من با پنج بار رفتم. تعداد فیلم‌های منتشر شده بیشتر از تعداد فیلم‌هایی است که واقعاً تمام کرده‌اید، چه رسد به اینکه از آن لذت ببرید. سپس نمای خود خانه بود که من آن را نوعی کازینو طراحی شده توسط شیطان می دانستم. شروع کردم به انتخاب دو دی وی دی خوب در هفته تا فیلم دوباره خاص شود. اما زمانی که یک پخش کننده VHS 5 دلاری از یک فروشگاه صرفه جویی خریدم و ۲۵ سنت ویدیو آپلود کردم، اوضاع واقعاً تغییر کرد.

به گفته سردبیر و کارگردان محترم ما Daedalus Howell، این ویدیو در یک سری امواج به چشم شما می آید. شاید این توضیح می دهد که چرا نوارهای قدیمی تر از فیلم های بلوری معاصری که به صورت دیجیتالی فیلمبرداری شده اند، جذاب تر به نظر می رسند، حتی بدون کارگردانی فیلم، چه رسد به انتقال آنها از یک فیلم به فیلم دیگر. این ویدیوهای مبهم مانند رویاها به نظر می‌رسیدند، درست همانطور که داستان سرایی کلاسیک هالیوود به گونه‌ای فیلم‌برداری و ویرایش شد که به نظر می‌رسید یک کتاب تصویری را با تخیل شما به عنوان نویسنده مشترک آنچه تجربه می‌کنید، ورق بزنید. تحقیقات نشان داده است که فیلمسازی مدرن، سریع و پر جنب و جوش بخش خیالی مغز را دور می زند در حالی که قشر بینایی را تحریک می کند، که برای چیزی مانند تماشای یک آتش بازی خیره کننده و بی معنی استفاده می شود. اگر تمام سرگرمی هایی که یک فرد مصرف می کند به این شکل ساخته شده است، پس شما مشتاقانه احمقانه ترین استعداد خود را به معنای واقعی کلمه ایجاد می کنید.

* * *

اگر هنوز هم می‌توانید از تماشای مکرر فیلم‌های خاص لذت ببرید – در واقع، افزایش لذت تماشای مکرر فیلم‌های خاص، چه چیزی در مورد طبیعت انسان به ما می‌گوید، و چرا ما این همه حد متوسط ​​را تحمل می‌کنیم؟ و نه تنها در داستان‌هایی که تماشا می‌کنیم – کهن‌ها افسانه‌هایی داشتند که حقایق فناناپذیر را آشکار می‌کردند، و ما “سرگرمی” مفیدی داریم – بلکه در زندگی خودمان. می خواهم از مادربزرگ مرحومم بپرسم چرا به جای اینکه هر روز بهترین غذاهایش را بخورد، غذاهای خوب را برای مناسبت های خاص تهیه کرده است؟ خدا، مادربزرگ، کپور دیم. اگر فردا با اتوبوس به شما برخورد کرد، در دروازه‌های مروارید به امید ورود بیدار شوید، و اولین سوال سنت پیتر این است: “شما زندگی خود را بر اساس چیزهایی بنا کردید که می‌دانستید درجه دوم هستند و انتظار دارید وارد بهشت ​​شوید.” شده بود؟ “

در اواسط نوشتن این مدیتیشن کوچک، یک نسخه از آن را خریدم نوینو من مشتاقانه منتظرم تا آن را با ۹۹ فیلم دیگر در قفسه بگذارم که داستان مردی در سینما و آنچه را که درباره خودش آموخته است را روایت کند. فکر می کنم مورد بعدی حماسه ویسکونتی ۱۹۶۳ باشد. فهدبا بازی برت لنکستر در نقش یک شاهزاده ایتالیایی که تغییر جهان اطرافش را تماشا می کند، اما نمی تواند جای خود را تغییر دهد.