مادرم بدون اجازه دکور کرد و وسایلم را پرت کرد! – خبرگزاری بست بیست


سرکار خانم. هر چه باشد،

من یک مشکل مارتا دارم. اجازه دهید توضیح دهم، من یک مشکل مادری دارم که به نام مارتا پاسخ می دهد. داستان این است که من اخیراً فارغ التحصیل شده ام و به تازگی از خانه به اورلاندو، فلوریدا نقل مکان کرده ام تا یک فرصت شغلی فوق العاده داشته باشم. در حین تحصیل در دانشگاه، با والدین و خواهر و برادر کوچکترم در خانه تکیه زدم. آپارتمان جدیدم اولین باری است که تنها بوده ام و مشتاق و افتخار می کنم که خانه های مستقلم را که برای بازتاب خود بزرگسالی ام تزئین کرده ام به نمایش بگذارم.

مامان تصمیم گرفت به آنجا برود و از حفاری‌های جدید من بازدید کند و بررسی کند و به اصطلاح به مرزهای جدید نگاه کند. توجه داشته باشید – چهار روز برای دیدار مارتا بسیار طولانی است! به هر حال، روز دوم، بعد از روز کاری به خانه برمی گردم تا متوجه شوم خانم مارتا استوارت واناب کل اتاق خوابم را دوباره تزئین کرده است. توجه داشته باشید، من اولین ماه های زندگی جدیدم را صرف ایجاد فضای خودم کرده بودم و دکوری را انتخاب کرده بودم که به من احساس می کرد – شبیه خودم. من در شوک بودم و حدس می‌زنم نگاه گیج و گیج روی صورتم او را برانگیخت، و او فریاد زد: «تعجب!، من فقط می‌خواستم کار خوبی برایت انجام دهم – آیا آن را دوست داری، به من بگو دوستش داری؟ .»

وقتی کمی آب بدنم را دریافت کردم و سرم دیگر نمی چرخید، او را نشستم و با او در میان گذاشتم که ای کاش قبل از تهاجم به فضای شخصی من، ابتدا با من صحبت می کرد. آرام بودم و از او به خاطر فکری که در پشت اعمال تکانشی اش وجود داشت تشکر کردم، اما قاطعانه از او تشکر کردم که به اتاقم به حالت قبل نیاز دارم. نگاهی مرده در چهره مادر و سکوت بود.

مادرم فقط دکور اتاق خواب من را جابه جا نکرد، بلکه همه آن را عوض کرد. او هیچ یک از اقلام را ذخیره نکرد – آنها را پرت کرد! به سادگی گمش کردم…
یعنی من واقعاً یک لحظه داشتم و هنوز هم دارم. چیزهای جدیدم را دوست داشتم که با دقت انتخاب کرده بودم تا در شروع جدید زندگی ام را احاطه کنند و از کارهای بی فکر او عصبانی و دلشکسته بودم. در حالی که تاریخچه ای وجود دارد که مادرم در تمام زندگی من تا حدودی یک فرد کنترل کننده بوده است، هرگز تصور نمی کردم که او تا این حد پیش برود.

دعوای بزرگی درگرفت و چیزهای زشت زیادی از هر دو طرف گفته شد. صادقانه بگویم، من هرگز مادرم را تا این حد از دست من ناراحت ندیده بودم. او با صدای بلند رفت و سفرش را کوتاه کرد. این دو هفته پیش بود و از آن زمان دیگر با هم صحبت نکردیم. ام‌اس. من اشتباه کردم که ناراحت شدم؟ چگونه بر عصبانیت خود غلبه کنم و من و مادرم چگونه می توانیم حصارها را اصلاح کنیم؟

امضا شده: فوم و مناسب برای بستن، فلیسیا، اورلاندو، فلوریدا.

_________________________________________________________________________________


خانم آنیهودوست داشتنی و مناسب برای بستن،

به خاطر زمین زنده! مامان رفته و این بار لانه هورنت را بالا زده است. گرانقدر، شما در حال داشتن یک تناسب خش خش عادلانه نسبت به آنچه در جنوب ما می گوییم، “دخالت از بین رفته است، بد رفتاری بسیار دور”. حالا اونجا خانم Anyhooo می‌خواهد به شما اطمینان دهد که کوچولوی شما از طریق راه پله‌ای مارتا روی خط از هم جدا شده و پاهای او را در انبوهی از سرگین فرو کرده است – چیزی که کوچک‌شدگی آن را بیش از یک چیز معمولی می‌نامند.

خداروشکر، البته می‌دانم که تزئین آپارتمان جدیدتان یک اعلامیه بود. این نشان دهنده استقلال شما بود و مامان، اگر او اینقدر درگیر اجتناب از احساساتش در آن تغییر زلزله نبود، می‌دانست که مرزها مهم هستند. در حالی که شما همیشه دختر بچه او خواهید بود – شما واقعا نمی توانید دختر بچه او باشید به همان شکلی که قبلاً بود.

یک ثانیه روی بیسکویت بنشین و صدای من را بشنو. منطقی است که فرض کنید آخرین فرار مامان به این دلیل است که او دوباره کنترل می کند. می توانم به قلب کبود و دردناک شما پیشنهاد کنم که شاید این بار چند لایه مانند یک بیسکویت پوسته پوسته داریم که باید پوست آن را جدا کنید تا کاملا مزه دار شود؟ من گمان می‌کنم که بیرون رفتن شما از خانه او و دور شدن از خانه‌اش، در لحظه‌ای از باد در زندگی او سیلی می‌خورد. در حالی که غریزه یک نفر این است که از کاسه خود بلند شود و چفت را محکم کند تا ضربه زدن متوقف شود – خانم مارتا با بستن در مورد آن دوسوگرا است.

عزیزم، چیزی که در اینجا می‌خواهم بگویم این است که مادر اضطراب جدایی حاد دارد و مشکل در سازگاری با دختر بالغ درخشانش است که مثل قبل به او نیاز ندارد. گرانبها، این سفر سفری است که شما فرمان را در دست بگیرید و در حالی که او می تواند در سواری سهیم باشد، نمی تواند مسیر را ترسیم کند. من گمان می کنم که محدودیت های وحشتناک او و انتخاب دوباره دکوراسیون اتاق خواب شما راهی برای جلوگیری از غم و اندوه ناشی از رها کردن و اجازه پرواز شما بود.

حالا من فکر می کنم این قسمتی است که شما واقعاً به خودتان می رسید. گاهی اوقات نیاز داریم به کسانی که دوستشان داریم کمک کنیم، وقتی آنها گیر می‌کنند و هر دو می‌دانیم که مادر به شما کمک کرده است تا از مشکلات زندگی غلبه کنید. عزیزم، باید تمام آن عصبانیت و ناامیدی را به همدلی تبدیل کنی و با کمی فروتنی به مادرت برسی. می‌دانم که بار سنگینی می‌خواهم، اما بزرگسالان بارهای بزرگ را بلند می‌کنند.

شما اکنون ادامه دهید و با بهترین صدای عسلی که می توانید – به مادرتان برسید. شما با او تماس بگیرید یا بنویسید و دختر بزرگتر باشید. به او بگویید که چقدر دلتنگ صحبت کردن با او در هفته های گذشته شده اید و از اینکه چیزهای عجیبی بین شما دو نفر است متنفر هستید. سپس یک نفس عمیق بکشید و اجازه دهید او آتشی را که در خود ذخیره کرده است، به سمت شما بازگرداند. سپس درست مانند دختر بچه ای که او بزرگ کرده است و شما را دوست دارد به او یادآوری کنید که برای تعمیر نرده های شکسته تماس می گیرید و به این موضوع فکر کرده اید و به این نتیجه رسیده اید که مادرتان بسیار دلتنگ شما شده است – آنقدر که او مجبور است اتاق خواب شما را تزئین کند. فقط برای اینکه عشق او را احساس کردی

مکث….

سپس به آرامی و واضح بپرس: “مامان برایت سخت است که من را از خانه بیرون بیاوری و اینقدر دور زندگی کنی؟” سپس بنشین و گوش کن. واقعا گوش کن
به محض اینکه مارتا استوارت ما همه چیز را روشن کرد و اضطراب و احساسات گیج او را در مورد انتقال تأیید کردید، می توانید به احساسات خود رسیدگی کنید. در نظر بگیرید که خمیر را ورز می دهید و اجازه می دهید ور بیاید تا درست جا بیفتد.

بدون سوت دیکسی، تو به او اجازه دادی که بشنود چه حسی دارد از اینکه وسایلت را بدون اطلاع یا اجازه تو ربوده اند. بهانه ای برای این کار به او ندهید. انتظارات خود را از احترام متقابل به فضا و چیزها در آینده توضیح دهید و مطمئن شوید که او درک می کند که مرزها چقدر برای شما مهم هستند. به او بگویید که آماده پیشنهادات در مورد دکوراسیون هستید و همیشه به راهنمایی او در مورد چیزهای کوچک و بزرگ زندگی نیاز دارید. با این حال، این را کاملاً واضح نشان دهید که تصمیمات زندگی خود را به عنوان یک بزرگسال در آینده می گیرید.

در نهایت، او را دعوت کنید تا با شما وقت بگذراند، اما این بار فقط یک آخر هفته سه روزه – (خنده می زند.) جایگزین کردن مامان بسیار سخت است، ارزشمند. اما شما همیشه می توانید خوب – او را تنظیم کنید!

هدیه اخطار خانه، و همه برکاتی که می خواهی،

ام‌اس. هر چی

ام‌اس. Anyhooo برای گزارش سیم راست، که به روابط شخصی شما در مورد عشق، زندگی و همه چیز در این بین پاسخ های عقلانی را ارائه می دهد. برگرفته از قلب کشور کوهستانی تنسی، او را در هشتگ #DearAnyhoooAnswers دنبال کنید (این پیوند را در نشانک های مورد علاقه خود ذخیره کنید). اگر سوالی دارید از خانم Anyhooo برای پاسخ لطفا آنها را به [email protected] ارسال کنید یا با ما تماس بگیرید.

________________________________________________________________________________

اگر این مقاله را آموزنده یافتید، لطفاً یک کمک مالی کوچک به ما در نظر بگیرید فنجان قهوه برای کمک به حمایت از روزنامه نگاری محافظه کار – یا انتشار این خبر. متشکرم.

منبع سندیکای مقاله اصلی RWR.