مراقبت های بهداشتی قبیله ای – پیوندهایی با سوء تغذیه

علیرغم عواملی مانند سوءتغذیه، مهاجرت فصلی، زمان نامنظم غذا و تعداد بیشماری از عوامل دیگر که در وبلاگ های قبلی من توضیح داده شده و منجر به شیوع سوء تغذیه در روستاها و مناطق عشایری شده است، مشکل سوء تغذیه را می توان به راحتی کنترل کرد. تا حد زیادی با ارائه خدمات بهداشتی کافی و ارائه خدمات بهداشتی مقرون به صرفه و در دسترس در مناطق عشایری. من به جنبه های اصلی خدمات مراقبت های بهداشتی عشایر، پیوند آنها با موضوع سوء تغذیه و محدودیت های ذاتی در پرداختن به این موضوع اشاره خواهم کرد. در این فرآیند سعی کردم در رابطه با هر یک از این عوامل که در شیوع سوء تغذیه نقش دارند، پیشنهاداتی ارائه دهم.

بیمارستان های قبیله ای – پیوندهای تغذیه

بسیاری از بیمارستان‌های قبیله‌ای می‌توانند با توجه به مشکلات سلامتی تهدیدکننده زندگی که قبایل در روستاهای ماهاراشترا و سایر نقاط هند با آن مواجه هستند، نجات دهنده باشند. بزرگترین عاملی که منجر به سوء تغذیه می شود کمبود غذا و تغذیه مناسب است. بخشی از مشکل نیز عدم آگاهی از اهمیت یک رژیم غذایی متعادل و سایر نیازهای تغذیه ای و تغذیه ای روزانه است. برای این امر، شاید اگر بتوان بیمارستان‌های عشایری این مناطق را به واحد توانبخشی تغذیه مجهز کرد، می‌توان منبع بسیار مهمی از این موضوع تهدیدکننده حیات را مهار کرد. واحدهای توانبخشی تغذیه می‌توانند به رفع عدم تعادل تغذیه‌ای در دریافت تغذیه روزانه افراد قبیله‌ای مبتلا به سوءتغذیه کمک کنند. هدف از این فیدرها می تواند توزیع غذاهای درمانی خاص باشد که حاوی درشت مغذی هایی مانند پروتئین ها، چربی ها و کربوهیدرات ها و همچنین ریزمغذی های بسیار مهم مانند ویتامین ها و مواد معدنی ضروری هستند. غذای درمانی را می توان از منابع غذایی محلی و با استفاده از همان نیروی کار محلی تهیه کرد. علاوه بر این، مرکز بهداشت اولیه (PHC) باید مجهز به مراکز درمانی تخصصی مراقبت های کودکان باشد که این رژیم درمانی ضروری را برای جمعیت مبتلا به سوءتغذیه (هدف) فراهم کند.

کمبود مراکز بهداشتی اولیه

مرکز بهداشت اولیه (PHC) یا مرکز بهداشت عمومی ستون فقرات ارائه خدمات مراقبت های بهداشتی در هند، به ویژه زاغه های شهری و مناطق روستایی است. مراقبت های بهداشتی اولیه واحد اساسی ساختاری و عملکردی خدمات بهداشت عمومی است. هدف اصلی مرکز مراقبت های بهداشتی اولیه ارائه مراقبت های بهداشتی اولیه در دسترس، مقرون به صرفه و قابل دسترس برای جمعیت روستایی است. تعداد مراکز مراقبت بهداشتی اولیه در روستاهای هند، به ویژه در مناطق قبیله ای، به خودی خود کافی نیست. در حال حاضر، تنها یک مرکز مراقبت های بهداشتی وجود دارد که به طور متوسط ​​به حدود ۳۵۰۰۰ قبیله خدمات ارائه می دهد. نبود تعداد کافی PHC نسبت به جمعیت عشایری در این مناطق بسیار نگران کننده است. در یک وضعیت ایده آل، مراقبت های بهداشتی اولیه تنها می تواند به حدود ۱۰۰۰۰ نفر خدمات رسانی کند و حداکثر مساحتی بین ۵ تا ۸ کیلومتر را پوشش دهد. با این حال، در حال حاضر، این قبیله باید تا ۲۰-۲۵ کیلومتر را طی کند تا به نزدیکترین مرکز مراقبت های بهداشتی اولیه برسد.

دولت ایالتی باید تعداد کافی PHCC را در شعاع تقریباً ۸-۱۰ کیلومتری روستای قبیله ای تضمین کند. دسترسی به مراکز بهداشتی محلی (CHC) و مراکز مراقبت های بهداشتی اولیه باید برای روستاییان تسهیل شود. در صورت عدم امکان ایجاد مرکز بهداشتی درمانی و مراکز بهداشتی درمانی تخصصی در تمامی نقاط مورد نیاز، دولت موظف است حداقل یک مرکز بهداشتی درمانی فرعی را در تمامی روستاهای عشایری تضمین نماید.

کمبود پزشک و متخصص تغذیه

حتی با وجود این PHC ها، ارائه خدمات مراقبت های بهداشتی در مناطق قبیله ای با مشکلات عمده دیگری مواجه است. این کمبود شدید پرسنل پزشکی است. پزشکان، پرستاران، متخصصان تغذیه و سایر پرسنل پزشکی حاضر نیستند برای طبابت و خدمت به قبایل به مناطق قبیله ای نقل مکان کنند. در کمربند قبیله ای ماهاراشترا، پزشکان حاضر نیستند بروند و در بیمارستان های این مناطق کار کنند. بنابراین، اکثر بیمارستان‌های مناطق عشایری همچنان در اکثر موارد کم کار هستند. کمبود ویژه متخصصان بهداشت مادر و کودک (MCH) و سایر متخصصان پزشکی مانند متخصصان اطفال، متخصصان تغذیه و بیهوشی، از جمله، در بیمارستان‌های قبیله‌ای وجود دارد. علاوه بر این، به دلیل کمبود شدید پزشکان اطفال در بیمارستان‌های دولتی و مراکز مراقبت‌های بهداشتی اولیه در چنین مناطق قبیله‌ای، اگر نوزاد/کودک از سوءتغذیه مزمن رنج می‌برد، خطر مرگ کودک در هزار روز اول (از بدو تولد) به طور تصاعدی افزایش می‌یابد. . بنابراین، مطمئناً یک رابطه قوی بین کمبود متخصصان پزشکی آموزش دیده و مرگ و میر ناشی از سوء تغذیه وجود دارد.

ما به خوبی از یکی از افسانه های قدیمی در مورد بارداری و خوردن آگاهیم. یعنی زنان عشایر برای زایمان آسان و راحت (که منجر به کم خونی مادران و سوءتغذیه در بچه ها می شود) در دوران بارداری کمتر غذا بخورند. خوردن یک رژیم غذایی مغذی در میان زنان کمترین زمانی است که به آن نیاز دارید!

یکی دیگر از موانع مهم پیش روی مراقبت های بهداشتی این است که ساکنان محلی معمولاً به دلیل خرافات، موانع فرهنگی و بسیاری از عوامل اجتماعی-اقتصادی دیگر نمی خواهند فرزندان خود را در بیمارستان بپذیرند. از آنجایی که این قبایل اغلب کودکان مبتلا به سوء تغذیه خود را در بیمارستان بستری نمی کنند، کودکان در خانه می میرند.

شاید دولت های ایالتی بتوانند “برنامه مراقبت از کودک” را در خانه راه اندازی کنند. به عنوان مثال، من فکر می کنم دولت دهلی کار خوبی در معرفی آن انجام داده است درمانگاه محله. این نشانه بسیار واضحی است از اینکه چرا مراقبت های بهداشتی اولیه باید تا حد امکان نزدیک به خانه ارائه شود.

در چنین برنامه هایی که در بالا ذکر شد، موارد سوء تغذیه مرتبط می تواند در آسایش خانه و روستا توسط یک بهورز آموزش دیده رسیدگی شود. این کارمند بهداشتی می تواند بر نیازهای مراقبت های بهداشتی خاص یک زن باردار تمرکز کند. به ارائه مراقبت های دوران بارداری (ANC)، مراقبت های پس از زایمان (PNC)، و ارائه راهنمایی و کمک به مادران جوان، نوزادان و نوزادان کمک کنید. شاید دولت ماهاراشترا بتواند چنین برنامه ای را آغاز کند که در آن امکانات اولیه مراقبت های بهداشتی مادر و کودک در تمام مناطق روستایی محروم به ویژه مناطق قبیله ای فراهم شود. در اینجا، مقامات بهداشتی دولتی و پرسنل مانند فعال سلامت اجتماعی (ASHA)، کارکنان برنامه خدمات توسعه یکپارچه کودک (ICDS)، و ماماهای پرستار کمکی (ANM)، در میان دیگران، می‌توانند برای ارائه چنین مراقبت‌های تخصصی و تخصصی مرتبط شوند. گروه های متمرکز

علاوه بر این، مشاوران بهداشتی ممکن است برای حمایت و ترویج ارائه خدمات سازمانی برون سپاری شوند. مشاوران می توانند خدمات مراقبت و مشاوره ۲۴ ساعته را به ویژه در مناطق قبیله ای محروم تضمین کنند. دولت های ایالتی می توانند با حمایت از سازمان های غیردولتی محلی و غیره، چنین «برنامه های مشاوره سلامت» را سرمایه گذاری و توسعه دهند. این همچنین تضمین می کند که مراقبت های بهداشتی مقرون به صرفه، در دسترس و عادلانه در میان جمعیت روستایی و قبیله ای است.

شکست دولت – گزارش ناکافی از سوء تغذیه

گزارش ناکافی از سوء تغذیه و مرگ و میر کودکان موضوع بسیار مهمی است. میانگین نرخ مرگ و میر نوزادان (IMR)، تعداد مرگ و میر نوزادان در هر هزار تولد زنده، نزدیک به ۶۰ در تمام مناطق قبیله ای است. اما این مورد کمتر از ۴۰ گزارش شده است. مورد مشابهی برای سوء تغذیه حاد شدید (SAM) گزارش شده است. شیوع سوءتغذیه حاد شدید حدود ۲۰ درصد از کل کودکان دچار سوءتغذیه است که بسیار زیاد است. اما طبق آمار دولتی مرتباً کمتر از ۱۰ درصد گزارش می شود! اساساً فرض بر این بود که ۱۰۰۰ کودک مبتلا به سوء تغذیه حاد شدید وجود داشته باشد، اما تنها نیمی از آنها به عنوان موارد سوء تغذیه حاد شدید گزارش شده اند. بنابراین، بقیه کودکان (تعداد تخمینی حدود ۵۰ درصد) که از سوء تغذیه حاد شدید رنج می برند، در صورت وجود از مراقبت و درمان تخصصی حذف می شوند. اینها اساساً موارد “از دست رفته SAM” هستند. بنابراین، این کودکان طرد شده/گمشده/غفلت شده بیشتر در غیاب مراقبت های مورد نیاز جان خود را از دست می دهند.

بنابراین، آمار صحیح، ثبت صحیح حقایق و ارقام و گزارش های صحیح حداقل می تواند راه درازی برای حرکت در مسیر درست و در نتیجه رفع سوء تغذیه حاد رایج در این مناطق قبیله ای باشد. این امر برنامه ریزی، اجرا و اجرای صحیح درمان و مراقبت هدفمند را برای موارد سوء تغذیه حاد حاد و متوسط ​​در روستاهای قبیله ای تضمین می کند.

در پایان، من مایلم بیشتر بر سیستم های بهداشتی موجود در سطح مرکزی، ایالتی، روستایی، شهرستانی و خوشه ای تمرکز کنم تا به جای کار مستقل، در کنار یکدیگر کار کنند. نیاز مبرمی به تقویت پیوندها و هم افزایی میان همه ذینفعان اصلی مراقبت های بهداشتی در هند، به ویژه در مناطق روستایی و قبیله ای محروم کشورمان وجود دارد. دولت ایالتی باید سرمایه گذاری های بیشتری را برای سیستم مراقبت های بهداشتی قبیله ای انجام دهد. بیمارستان‌های عشایری باید به امکانات روز مجهز شوند، با تمرکز ویژه بر آسیب‌پذیرترین گروه‌های جامعه مانند مادران جوان، زنان باردار و شیرده (PLW)، نوزادان، نوزادان و کودکان زیر ۵ سال. علاوه بر این، نیاز مبرم و مستمری برای ابداع استراتژی‌های ارتباط رسمی تغییر رفتار (BCC) و بسیج جامعه (CM) توسط CHCs، PHCs و مراکز زیر بهداشتی برای رسیدگی جامع به موانع فرهنگی رایج در میان جمعیت قبایلی وجود دارد.

در نهایت، روابط بین فرهنگی، رفتارهای قبیله ای، مداخلات دولت (مانند یارانه ها)، سیستم و سیاست های سلامت و سوءتغذیه باید به طور دقیق مورد مطالعه قرار گیرد. راه حل چنین مشکل بزرگی مانند سوء تغذیه قابل تعمیم نیست. این به این دلیل است که جمعیت شناسی یک جامعه قبیله ای بسیار پویا است و بسته به منطقه متفاوت است. بنابراین، مداخلات نوآورانه و متمرکز باید در سطح خرد، مخصوص همان منطقه، همان بلوک و آن روستا یا دهکده اجرا شود.

رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر