نظریه جایگزینی بزرگ یک واقعیت است و دموکرات ها از آن به نفع خود استفاده می کنند


پس از قتل عام بوفالو، که در آن یک مرد سفید پوست اکثراً سیاه پوستان را تیرباران کرد، نظریه جایگزین بزرگ در رسانه ها رایج شد که به دنبال اهریمنی جمهوری خواهان به عنوان نژادپرست بودند. آنها به روش معمول برای حزب دمکرات تلاش کردند تا گناهان خود را به دشمنان خود منتقل کنند. حقیقت این است که؛ با این حال، نظریه جایگزین از نظر تاریخی و در حال حاضر متعلق به دموکرات ها است، در حالی که آنها از آن برای حفظ قدرت استفاده می کنند.

نظریه جایگزین چیست؟

تصور می شود که جمعیت سفیدپوست اروپایی از طریق مهاجرت انبوه، رشد جمعیت و کاهش نرخ زاد و ولد، از نظر جمعیتی و فرهنگی با غیر سفیدپوستان جایگزین شده است. رسانه ها، دموکرات ها و حتی ویکی پدیا آن را یک تئوری توطئه راست افراطی و ناسیونالیستی افراطی می نامند. اما حقیقت این است که این یک نظریه و سیاست محافظه کارانه یا جمهوری خواهانه نیست. این موضوع عمیقاً در تاریخ و سیاست امروز دموکرات ها ریشه دارد.

یک نظریه جایگزین این است که چپ، از طریق وزارت تبلیغات و رسانه های جریان اصلی، مدام در تلاش برای کاهش سفیدپوستان در کشور است، اما سفیدها اکثریت قریب به اتفاق ملت را تشکیل می دهند. چند بار شنیده اید که سفیدپوستان به زودی به عنوان اکثریت جایگزین خواهند شد؟ در مورد این افسانه که سفیدها تنها ۶۰ درصد آمریکایی ها را تشکیل می دهند، چه می گویید؟ در واقع، هر افسانه ای در مورد کاهش جمعیت سفیدپوستان یک دروغ است. سفیدپوستان هنوز بیش از ۷۶ درصد از کل کشور را تشکیل می دهند، مهم نیست که چپ چقدر تلاش می کند تا آن را به روش دیگری انجام دهد. سفیدپوستان بیش از سه نفر از هر چهار نفر در ایالات متحده را تشکیل می دهند.

نظریه جایگزین چگونه آغاز شد؟

در آغاز قرن بیستم، صنعت به کارگران ارزان نیاز داشت. بنابراین ایالات متحده مرزهای خود را برای دسترسی تقریباً نامحدود برای مهاجران باز کرد. این مهاجرت زیاد و پرهزینه بود. با این هزینه، آمریکا متنوع تر شده است. آنگلوساکسون‌ها دیگر نیروی محرکه اقتصاد ما نیستند.

ناگهان جنوب و شرق اروپا نقش مهمی در ایالات متحده داشتند. این تغییرات جمعیتی به سرعت بسیاری از سیاستمداران، به ویژه دموکرات ها را ترساند که پایگاه خود را که در آن زمان عمدتاً از آنگلوساکسون ها و طبقه کارگر ایرلندی تشکیل می شد، در مقابل چشمان خود متحول کردند. به طوری که در سال ۱۹۱۷ اکثریت دموکرات های کنگره قانونی را تصویب کردند که مهاجرت از مناطق خاصی را سرکوب می کرد.

اما مهاجران به سواحل ما هجوم آوردند، بنابراین در سال ۱۹۲۱ کنگره تحت کنترل جمهوری خواهان قانون مهاجرت اضطراری را برای جلوگیری از هرگونه مهاجرت، عمدتاً از جنوب اروپا، و سایر مهاجران ناخواسته تصویب کرد. این قانون توسط قانون مهاجرت در سال ۱۹۲۴ در کنگره تصویب شد.

قانونی در سال ۱۹۲۱ برای جلوگیری از مهاجرت ایتالیایی ها به ویژه آنها از سیسیل وضع شد، اما انصافاً شامل مهاجران آفریقایی و آسیایی نیز می شد. از آنجایی که این قانون مهاجرت را به اندازه کافی محدود نمی کرد، قانون مهاجرت در سال ۱۹۲۴ تصویب شد که تمام مهاجرت ها به ایتالیا را متوقف کرد. در سال ۱۹۲۲، ۴۲۰۰۰ مهاجر ایتالیایی وجود داشت، پس از عبور در سال ۱۹۲۴، تنها ۳۰۰۰ ایتالیایی اجازه یافتند به سواحل ما بیایند.

بازبینان ماهیت واقعی قانون را تغییر دادند تا بر بخش آسیایی قانون تمرکز کنند، اما این کمترین آن بود. این فشار جدید برای اثبات نژادپرست بودن ایالات متحده این واقعیت را نادیده می گیرد که به دلیل اصلاحات نژادی که در آن زمان آموزش داده می شد، هر کشوری طبقه بندی می شد و هر ملیتی یک نژاد در نظر گرفته می شد. اگرچه همه آنها اروپایی سفیدپوست بودند، برخی از نژادها نسبت به سایرین پست تر تلقی می شدند. این انگیزه توسط او، هیتلر و حزب ناسیونال سوسیالیست بود. آنها معتقد بودند که نژاد آریایی برتر از همه نژادهای دیگر است.

حسابرسان امروزی نمی‌توانند ماهیت واقعی این اقدامات مهاجرتی را بپذیرند، زیرا همه چیز برای جلوگیری از پست‌تر دیده شدن سفیدپوستان اروپایی انجام شد، نه آنچه امروز چپ‌ها موعظه می‌کنند. تلاش برای اثبات اینکه سفیدپوستان ریشه شر در آمریکا هستند، گیج کننده است، زمانی که کشور عمدتاً سفیدپوست است و فرهنگ های متنوع ما به خوبی در هم تنیده شده اند، حتی اگر اینطور شروع نشده باشد. بنابراین، آنها به سادگی دروغ می گویند. مهاجرت در اوایل دهه ۱۹۲۰ تماماً برای متوقف کردن سفیدپوستان در جنوب و شرق اروپا بدون توجه به چپ اکنون بود.

بیایید با آن روبرو شویم، امروزه می توانید پیتزای ایتالیایی را در هر نقطه از کشور درست کنید، اما هیچکس تا پس از جنگ جهانی دوم در مورد آن نشنیده بود. زمان می برد، اما هر مسابقه ای روزهای سخت خود را سپری کرده است و در نهایت به این ملت بزرگ تبدیل شده و آن را حتی بزرگتر می کند.

کل فرضیه سیاست مهاجرت در دهه ۱۹۲۰ مبتنی بر مطالعه اصلاحات نژادی بود. رئیس جمهور دموکرات وودرو ویلسون از طرفداران سرسخت این نظریه بوده است. تئوری پرورش این است که برخی از نژادها نسبت به سایرین پایین تر بودند. این نظریه ای است که اساس برده داری آفریقایی در ایالات متحده است. این همان چیزی است که به قوانین جیم کرو در جنوب دامن زد. همه آنها توسط دموکرات ها رهبری می شوند.

پشت این نظریه این ترس وجود داشت که اگر تعداد زیادی از مهاجران از حداقل نژاد اجازه ورود به کشور داده شود، حتی اگر همه آنها سفیدپوست باشند، شیوه زندگی آمریکایی ها تغییر خواهد کرد. که با تصویب قانون مهاجرت ۱۹۲۴ اصلاح شد. با این دموکرات ها بالاخره راه خود را پیدا کردند.

صادقانه بگویم، کنگره و رئیس جمهور در آن زمان جمهوری خواه بودند، اما نیروی محرکه جنبش ضد مهاجرت، مروج سرسخت نژادپرستی، که برای لایحه لابی کرد، پدر دموکرات ترور شده بود. یکی از دوستان نزدیک فرانکلین روزولت، یک دموکرات مترقی، در سال ۱۹۳۲ رئیس جمهور شد.

چگونه حزب دموکرات ضد مهاجرت به طرفدار مهاجرت تبدیل شد.

به سرعت به امروز، و حزب دموکرات اکنون نتوانسته است با پایگاه تاریخی خود متشکل از سفیدپوستان طبقه کارگر آمریکایی ارتباط برقرار کند. به دلیل سیاست های رادیکال ترقی خواهان در حزب دمکرات، رای دهندگان طبقه کارگر سفیدپوست دسته دسته حزب دمکرات را ترک می کنند. چرا آنها نامطلوب باقی می مانند؟ حزب دموکرات امروز سفیدپوستان را به خاطر هر بدی که فکر می کنند مقصر می داند. برای اینکه یک دموکرات بمانید، باید واقعا احمق باشید یا از صدمه زدن به خودتان لذت ببرید.

در نتیجه سیاست های خود، دموکرات ها باید پایگاه قدیمی خود را با پایگاه جدید جایگزین کنند. و چه قانون جدیدی بهتر از مهاجران است؟ آن دسته از دموکرات‌هایی که برای حذف آن‌ها بسیار تلاش کرده‌اند، اکنون انتخاب‌کنندگان اصلی آن‌ها هستند.

ببینید، دموکرات ها در تلاشند تا رای دهندگان سفیدپوست را با مهاجران جایگزین کنند. نظریه جایگزین بزرگ واقعاً یک نظریه نیست، دقیقاً همان کاری است که حزب دموکرات انجام می دهد و سعی می کند با سرزنش جمهوری خواهان به دلیل نژادپرست بودن برای اشاره به حقیقت پنهان کند.

شما فکر نمی کردید جو بایدن مرز جنوبی را باز کند، بنابراین پرواز این بیگانگان غیرقانونی در سراسر کشور در یک شب تاریک از روی مهربانی با قلب او بود، درست است؟

دموکرات ها فقط به نخبگان خود اهمیت می دهند و بقیه برای آنها بی معنی هستند. اوباما به صراحت اعلام کرد. او از طریق دولت “مترقی” خود طبقه متوسط ​​را در تلاش برای تبدیل کشور از سرمایه داری به سوسیالیسم نابود کرد. بایدن یک پیرو است، نه یک رهبر، و او راه اوباما را دنبال می کند و طبقه متوسط ​​را نابود می کند تا دموکرات های جدید، مهاجران را در اولویت قرار دهد.

دموکرات ها کمتر به این موضوع اهمیت می دهند که چه چیزی برای ایالات متحده یا رای دهندگان آن بهترین است و فقط نخبگان در میان آنها هستند. برای پنهان کردن آنچه واقعاً انجام می دهند، دیگران را مقصر گناهان خود می دانند.

اگر واقعاً می خواهید بدانید دموکرات ها چه می کنند، فقط نگاهی به نحوه حمله آنها به محافظه کاران و جمهوری خواهان بیندازید. زیرا آنها همیشه به خاطر کاری که انجام می دهند به آنها حمله می کنند.

نظریه آلترناتیو بزرگ یک نظریه نیست، یک واقعیت است و یک سیاست دموکراتیک است.

جوزف راگونز، کهنه سرباز نیروی هوایی ایالات متحده، افسر پلیس بازنشسته، دارای مدرک عدالت کیفری و تاجر، روزنامه نگار، ویراستار، ناشر، و رمان نویس است. آخرین کتاب او، “سیف محمد” می توان آن را از Amazon.com به صورت جلد شومیز یا نسخه Kindle خریداری کرد.

جوزف را در پارلر دنبال کنید (https://www.parler.com/writerworks9)

به جو در گاب بپیوندید (https://www.gab.com/jragoneseو هوای جتر (https://gettr.com/user/joeragonese)

اگر این مقاله برای شما مفید بود، لطفاً کمک مالی کوچکی به ما کنید یک فنجان قهوه برای کمک به حمایت از روزنامه‌نگاری محافظه‌کار – یا اطلاع رسانی. متشکرم.

منبع انجمن برای مقاله اصلی RWR.