نگهداری زنبورهای عسل

بدون پرورش، «علم خاک» به راحتی اجتماع موجوداتی را که در داخل و از خاک زندگی می کنند و آن را می سازند و ایجاد می کنند نادیده می گیرد. به همین ترتیب، “جانورشناسی” بدون دامپروری، تقریباً به عنوان یک شرط، شفقت را که ما خودمان را به عنوان همراهان حیوانات می شناسیم، فراموش می کند. [i] وندل بری

درس بزرگ قرن بیستم این بود: نحوه ارتباط ما با جهان طبیعی بازتابی فراتر از آنچه بلافاصله آشکار است دارد. تخریب جنگل‌های بارانی و دیگر زیست‌گاه‌ها به نام «پیشرفت» منجر به چرخه‌های تجمعی و غیرقابل برگشت از بین رفتن گونه‌ها، فرسایش خاک و تغییرات آب و هوایی شده است که تازه درک آن را آغاز کرده‌ایم و نسل‌ها ما را آزار خواهد داد.

از اینجا، می‌توانیم به ۱۵۰ سال گذشته نگاهی بیندازیم و ببینیم که چگونه زنبورداری تجاری از تمایل ویکتوریایی برای کنترل جهان طبیعی و تابع کردن ساکنان آن به اراده انسان تکامل یافته است. این الگوی دو سوم اول قرن بیستم بود، تا زمانی که ما شروع کردیم به بیدار شدن از آنچه در سیاره ما رخ می دهد در نتیجه این فرض متکبرانه که می توانیم با آن به عنوان یک گودال زباله بی پایان رفتار کنیم.

برخی از ما به جنگل‌های ویران‌شده، خاک‌های فرسوده و آب‌های آلوده نگاه کرده‌ایم و متوجه شده‌ایم که در مجموع باید راه خود را تغییر دهیم.

رشد متعاقب – و اکنون سریع – جنبش غذای ارگانیک نشان دهنده آغاز یک تغییر در شناخت انسان است، در حالی که تسلط جهانی تعداد انگشت شماری از شرکت های شیمیایی کشاورزی، که تمایل دارند زمین را با محصولات اصلاح شده ژنتیکی و مبتنی بر مواد شیمیایی خود بپوشانند، نشان دهنده آغاز یک تغییر در شناخت انسان است. نظم قدیمی که سرسختانه به علم تقلیل گرایانه چسبیده اند که به عنوان انجیل آنها منسوخ شده است و رهنمودهای اخلاقی و مدل کسب و کار آنها را از هل دهندگان مواد مخدر می گیرد.

در مورد زنبورها هم همینطور است. از آنجایی که LL Langstroth شگفتی های کندوی قاب شده خود را به ما داده است، ما فرض کرده ایم که ما بهتر از آنها می دانیم که آنها به چه شرایط زندگی نیاز دارند، سلول هایی که ترجیح می دهند با چه اندازه ای بسازند، چند کلنی می توانند در نزدیکی زندگی کنند – و هر جزئیات دیگری. از زندگی آنها تا جفت گیری ملکه هایشان، ما به دنبال این بودیم که آنها را تحت کنترل خود در آوریم. و اکنون ما میوه‌های غرور خود را درو می‌کنیم: زنبورهایی که بقای خود را به مواد شیمیایی و انسانی وابسته می‌دانند و به تعداد زیاد کندوهای خود را رها می‌کنند.

آیا می توان این وضعیت را برعکس کرد؟ هیچ کس نمی تواند به طور قطعی بگوید، اما کسانی از ما که سیستم های زنبورداری پایدار را تجربه می کنند، معتقدند که پاسخ در رویکردی با تکنولوژی پایین و کم تاثیر نهفته است، که به زنبورها اجازه می دهد تا شانه هایی را مطابق با طراحی خود بسازند و محدودیت های مصنوعی استفاده از قاب ها را حذف کنند. و پایه و اساس

اساس – ورقه های نازک موم که توسط آغاز سلول های شش ضلعی تحسین می شود – به عنوان راهی برای “کمک” به زنبورها معرفی شد. به آنها مقداری کار ارائه دهیم و در نتیجه انرژی آنها را به سمت انجام کارهای بیشتر برای ما هدایت کنیم، یعنی عسل بیشتری بسازیم. از آنجایی که برای زنبورهای کارگر به اندازه صحیح کندو آسیاب می شوند، این همان چیزی است که زنبورها مجبور به ساختن کم و بیش هستند. از آنجایی که اندازه کندو به طور کلی برای استقرار کارگران ۰.۳-۰.۵ میلی متر بزرگتر از اندازه کندو ساخته شده توسط زنبورهای وحشی بدون کمک است، این امر منجر به افزایش کلی اندازه خود زنبورها شد، به دلیل این واقعیت که آنها به ظرفیت رشد می کنند. سلول هایی که در آنها پیله می کنند.

تصور می‌شد که زنبورهای بزرگ‌تر چیز خوبی هستند، زیرا مطمئناً شاخک‌های بلندتری خواهند داشت – که آنها را قادر می‌سازد از شهدهایی که قبلاً در دسترس نبودند تغذیه کنند – و ظرفیت بار بیشتری برای شهد و گرده دارند. متأسفانه، به نظر می رسد که بزرگ شدن باعث کاهش راندمان پرواز، کاهش طول عمر و احتمالاً افزایش حساسیت به بیماری ها و انگل ها شده است.

حامیان بنیاد سلول های کوچک ادعا می کنند که کاهش قابل توجهی در Vلگن [ii] جمعیت ناشی از استفاده از آن است، و این به دلیل فضای کمتر در سلول ها برای تولید مثل، همراه با کاهش تقریباً یک روزه در تاریخ ظهور یک زنبور کارگر در مقایسه با زنبورهای “بزرگ” است. اما این هنوز کمتر از “طبیعی سازی” کامل است. واقعیت این است که با توجه به انتخاب، زنبورها سلول های کاری یکنواخت نمی سازند، بلکه اندازه را با توجه به عواملی که ما فقط می توانیم حدس بزنیم تغییر می دهند. فونداسیون یا شانه مصنوعی – هر اندازه که باشد – بخشی از مدل قدیمی وسواس کنترلی است، و ما بهترین مدلی را می دانیم که باعث مشکلات فعلی آنها شده است. با دیدن شانه طبیعی زیبا که زنبورها به‌عنوان منظره و در کندوهای میله بالایی می‌سازند، اگر تورنز آن را رها می‌کرد، دیگر به چارچوب‌ها و پایه‌ها برنمی‌گردم.

زنبورها باید یک شانه بسازند. این بخشی از چرخه زندگی طبیعی آنها و بخشی از ترکیب بیوشیمیایی اکسترود کردن و کارکردن موم آنهاست و آنها به آزادی نیاز دارند تا آن را به روش خود بسازند. اگر این بدان معناست که آنها ۱۵٪ یا ۲۰٪ از مستعمرات خود را به عنوان هواپیماهای بدون سرنشین جمع آوری می کنند، همینطور باشد: این کاری است که آنها باید انجام دهند و ما هرگز نمی دانیم چرا و یا به آن نیاز نداریم. به گفته برادر آدام و همکاران، اشتیاق گذشته ما برای از بین بردن هواپیماهای بدون سرنشین نمی تواند بر کیفیت ملکه ها تأثیر بگذارد، زیرا بسیاری از مهمترین ویژگی ها از طریق خط هواپیماهای بدون سرنشین منتقل می شوند. تعجب نخواهم کرد اگر داستان های زیادی از ملکه های بی کیفیت که اخیراً در مورد آنها شنیده و خوانده ام ناشی از کمبود محلی پهپادهای خوب باشد.

به نظر من زنبورداری – به ویژه زنبورداری تجاری – دیگر به شکل فعلی آن پایدار نیست. ما باید در روش‌های مدیریت از بالا به پایین تجدید نظر کنیم، در غیر این صورت با کاهش بی‌سابقه‌ای در سلامت و قدرت جمعیت زنبور عسل و پایان یافتن عسل – حداقل در تصور عمومی – به عنوان غذای خالص و سالم مواجه خواهیم شد.

زنبورداری فشرده – به ویژه در سطح تجاری – مقدار زیادی زمان و کار مصرف کننده انرژی برای محصول متغیر و غیرقابل پیش بینی عسل ایجاد می کند. مقادیر بی‌شماری انرژی و آب در ساخت، تمیز کردن و ضدعفونی کردن تجهیزات، ساخت موم و تمیز کردن آشفتگی‌های چسبنده اجتناب‌ناپذیر و اجتناب‌ناپذیر استفاده می‌شود. حرکت کیت ما در سراسر کشور باعث سوختن سوخت کربن توسط مخزن می شود. ساختمان‌های عظیم برای ذخیره‌سازی کوه‌های چوب‌ها و چوب‌برها، استخراج‌کننده‌ها، دیگ‌ها، مخازن و تمام قطعات و تکه‌های بی‌شماری که به ناچار در اطراف فرآیند زنبورداری جمع می‌شوند، مورد نیاز است. کندوها، قاب‌ها، فیدرها و روکش‌ها با استفاده از اره‌ها و هواپیماهای تشنه‌ی انرژی ساخته می‌شوند، در حالی که زمان و انرژی انسان صرف میخ‌کوبی تکه‌های چوب، نصب پایه‌ها و تعمیر قطعات شکسته می‌شود.

در همین حال، درمان های شیمیایی “علمی” منجر به ایجاد انگل های تازه تر و باکتری های قوی تر شده است. ما به‌طور مصنوعی گونه‌هایی از زنبورها را نگهداری می‌کنیم که برای مقابله با عفونت یا آسیب‌دیدگی مجهز نیستند، حتی اگر اجداد آنها حداقل ۱۰۰ میلیون سال بدون کمک این کار را انجام داده‌اند. برخی از زنبورداران به طور معمول از مواد شیمیایی بالقوه خطرناک و غیرقانونی – از جمله آنتی‌بیوتیک‌ها و ارگانوفسفره‌ها – استفاده می‌کنند که آنها را در معرض پیگرد قانونی قرار می‌دهد و اعتبار آنها را از دست می‌دهد، همچنین سلامت خود و مشتریانشان را در معرض خطر قرار می‌دهند، در حالی که تأثیر درازمدت کمی بر مشکلات زنبور عسل ندارند. . بسیاری از این مواد شیمیایی چربی دوست هستند و در موم باقی می‌مانند، که به شکل فونداسیون بازیافت می‌شود و ترکیبی با دوز پایین که چه کسی می‌داند به نسل بعدی زنبورها منتقل می‌کند.

همه اینها در صورتی قابل درک خواهد بود که نتیجه ثابت، محصولات فراوان عسل و زنبورهای شاد و سالم باشد. با این حال، محصولات عسل برای همیشه بیش از هر عامل دیگری به آب و هوا بستگی خواهد داشت، و همانطور که من می نویسم، زنبورهای ما از سطوح بی سابقه آلودگی با کنه های Varroa و عفونت های بومی با ویروس هایی که کنه ها محتمل ترین ناقل آن هستند، رنج می برند. به لطف کسانی که اصرار دارند به جای تولید مثل از ذخایر محلی، زنبورهای عسل را به سراسر جهان حمل کنند، احتمالاً سوسک کندو و پروانه تروپیلاس به زودی به بریتانیا خواهند رسید. به اصطلاح زنبور آفریقایی ممکن است خیلی عقب نباشد.

در دنیای مدرن غربی ما، جایی که افراد نسبتا کمی با طبیعت رابطه صمیمی روزانه دارند، قدردانی و درک عمومی از اهمیت اصلی زنبورهای عسل در طرح کلی چیزها تا حد زیادی از بین رفته است. بسیاری زنبورها را یک آفت می دانند تا یک منبع طبیعی حیاتی. همانطور که بسیاری از شکارچیان دسته جمعی تأیید می کنند، تعداد شگفت انگیزی از مردم نمی توانند زنبور عسل و زنبور را تشخیص دهند. دولت ما ترجیح می دهد روستاها را با محصولات تراریخته آزمایش نشده بپوشاند تا اینکه در کشاورزی ارگانیک واقعاً پایدار سرمایه گذاری کند یا تحقیق در مورد بیماری های زنبور عسل را تأمین مالی کند. حتی انجمن زنبورداری ما (بریتانیا) به دلیل حمایت مالی آنها از اسپری های سم و پذیرش غیر فعال محصولات اصلاح شده ژنتیکی، از شرکت های شیمیایی کشاورزی پول دریافت می کند.

در عمل، پایداری ممکن است به معنای پذیرش تولید کمتر عسل در هر کندو در ازای زنبورهای سالم تر باشد. ممکن است – حداقل در کوتاه مدت – به معنای پذیرش تلفات سنگین در زمستان در ازای بهبود فعالیت در مستعمرات باقی مانده باشد. تقریباً مطمئناً به معنای افزایش هوشیاری در بررسی کندوها و ارزیابی صفات مطلوب است، به این معنی که زنبورداران بیشتری باید فراتر از سطح پایه در زنبورداری آموزش ببینند، و این نمی تواند چیز بدی باشد.

راه حل و همچنین سرزنش وضعیت خطرناک فعلی زنبورداری به عهده خود زنبورداران است: هیچ کس به اندازه کافی نمی داند یا به اندازه کافی برای اقدام اهمیتی ندارد. ما باید اطلاعات بیشتری را با یکدیگر به اشتراک بگذاریم و برای آموزش عموم، به ویژه نسل آینده، بیشتر تلاش کنیم.

ممکن است لازم باشد در بسیاری از چیزهایی که اکنون بدیهی می دانیم تجدید نظر کنیم، حتی اگر این به معنای کنار گذاشتن پروتکل هایی باشد که در ۱۵۰ سال گذشته آن را مقدس می دانستیم. ممکن است مجبور باشیم به چیز غیر قابل تصور فکر کنیم: اینکه زنبورداری در مقیاس تجاری ذاتاً ناپایدار است. به هر حال، نگهداری ۵۰، ۱۰۰ یا بیشتر کندو در منطقه ای که طبیعت ممکن است تنها با یک یا دو کلنی فراهم کند، بسیار شبیه خزیدن ۱۰۰۰۰ مرغ در مزرعه باتری است و اثرات مشابهی بر رفتار انحرافی و گسترش بیماری دارد.

من اکنون زنبورداری را بیشتر به عنوان یک پروژه حفاظتی و بازسازی می بینم تا یک تجارت جانبی پرسود. همانقدر که من عاشق عسل هستم، بیشتر به زنبورداری علاقه دارم که بتواند از خود مراقبت کند. نمی دانم چقدر موفق خواهم شد، اما در سال اول آن، بیش از ۵۰۰ نفر به انجمن آنلاین ما پیوستند و با به اشتراک گذاری آزادانه اطلاعات، در حال ایجاد یک سیستم زنبورداری متعادل هستیم که واقعاً پایدار شده است.

یکی از آزمون های اصلی هوش، توانایی انطباق رفتار فرد با توجه به بازخوردهای محیط است. واکنش زنبورها در حال حاضر مطمئناً به ما می گوید که راه خود را تغییر دهیم یا برای همیشه آنها را از دست بدهیم، و در نتیجه خطر قضاوت در مورد سرنوشت خود را به خطر می اندازیم. ما باید با دقت بیشتری به همدستی خود در استفاده بیش از حد از مواد شیمیایی کشاورزی نگاه کنیم و راه های بهتری برای دستیابی به هدفمان برای برداشت عادلانه عسل نسبت به گسترش سموم پیدا کنیم. ما باید بپذیریم که درمان های ترکیبی برای کنه ها و بیماری های نوزادان در نهایت محکوم به شکست هستند، زیرا به ناچار منجر به وابستگی می شوند. پاسخ واقعی در خود زنبورها نهفته است. وظیفه ما این است که بهترین شرایط ممکن را برای آنها فراهم کنیم تا بتوانند مشکلات خود را حل کنند، همانطور که همیشه انجام داده اند.

[i] برگرفته از “بازسازی کشاورزی”، مجله شکارچی، سپتامبر/اکتبر ۲۰۰۵

[ii] نابودگر واروآ – یک کنه انگلی که اکنون در سراسر جهان زنبورداری گسترش یافته است

رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر