وقتی همسر ویکتوریا و نیکلاس از بروکلین بازدید می کنند، دیوید بکهام برای “آزادی” خود شورش می کند.


“در دماهای مختلف، شما عطرهای متفاوتی دارید. می دانید که دوست بودن، حتی وقتی شکست می خورید، مهم نیست.

او ادامه داد: آخرین سفر ما خراب شد و به معنای واقعی کلمه هفت ساعت در پارک تریلر بودیم. و مردی که آنجا بود قسمت مورد نیاز ما را داشت، یا می توانست آن را در عرض چند ساعت داشته باشد.

پس با این مرد نشستیم، او را نمی شناختیم. “ما ناهار خوردیم، منتظر شدیم تا قسمت برسد و سپس رفتیم.”

این پست حاوی هشتگ های #GoExplore و #DavidBeckhamFragrances بود.