چرا یک زندگی جدید باید زندگی را از دست بدهد؟


در زمانی که بیماران بدحال برای تداوم خود به ونتیلاتورها وابسته هستند، هیچ کس نباید در چنین شرایط اضطراری از دسترسی به اکسیژن محروم شود، به ویژه نوزادان. در غنا، وضعیتی وجود دارد که باعث می‌شود بسیاری از زنان از ترس بدنام شدن، مشتاقانه منتظر بچه‌دار شدن باشند. بسیاری از زنان حاضرند با مراقبت از کلینیک های باروری، درمانگران ایمان و مصرف داروهای گیاهی برای بچه دار شدن به انتهای دنیا بروند.

تصویر کودکی که انگشت مادرش را گرفته است.

منبع: wix

چرا زنان باید به این همه راه بروند و چرا؟ داشتن فرزندانی که ممکن است به دلیل بی توجهی یا کمبود اکسیژن جان خود را از دست بدهند. بیماری و مرگ و میر نوزادان و مادران امری مطلوب نیست، به ویژه در دورانی که شکایات فراوانی از بی توجهی برخی مراقبان بهداشتی در کشور وجود داشته است. به گفته سازمان بهداشت جهانی (WHO)، داده های رصدخانه جهانی بهداشت؛ احتمال مرگ یک کودک در منطقه آفریقایی WHO شش برابر بیشتر از همسالان خود در منطقه اروپایی WHO است.

گاهی اوقات، برخی از مرگ و میرهای نوزادان در کشورهای در حال توسعه مانند غنا به دلیل تاخیر در ارائه درمان های اولیه نوزادان رخ می دهد. چندی پیش یک دختر تازه متولد شده در مرکز ارجاع جان خود را از دست داد. گفته شد مادر این کودک دوقلو به دنیا آورده است. کودک مورد نظر از عوارضی رنج می برد. سپس کودک به بیمارستان دیگری منتقل شد. متاسفانه نوزاد پس از حدود شش ساعت محرومیت از اکسیژن جان خود را از دست داد. چرا باید در شرایط بحرانی مانند این اکسیژن در دسترس نباشد، چرا باید مسئول اکسیژن برای ارائه این روش نجات دهنده در دسترس نباشد، چرا باید چنین باشد؟

همچنین، برخی از پزشکان با بهانه‌هایی مانند کمبود تخت، اکسیژن یا حتی داروهای نجات دهنده، از دسترسی به بیماران در مراکز ارجاع در مراکز خود محروم می‌شوند. نمونه آن ماجرای زنی است که زایمان سختی را پشت سر گذاشت و در نهایت نوزادی خفه کننده به دنیا آورد. ماما برای نجات جان نوزاد اقدامی انجام داد اما وضعیت نوزاد بهبود نیافت. ماما مجرد کشیک با سه بیمارستان ارجاعی تماس گرفت اما به دلیل کمبود اکسیژن از آنها خودداری شد. یک مرکز خصوصی نوزاد را پذیرفت، اما بعداً آنها را به بیمارستان ارجاع داد که آنها را رد کرد. در بدو ورود، پرستاران به موقع نزد آنها حاضر نشدند و به کاری که می کردند ادامه دادند. وقتی تصمیم گرفتند از نوزاد مراقبت کنند، نوزاد مرد.

استنباط مستقیم از اقدامات برخی از این پزشکان بهداشتی می تواند مسائلی را در مورد علاقه آنها به زمینه کاری انتخابی، همدلی آنها با بیماران و شکایاتی که ممکن است در مورد شرایط کاری خود داشته باشند، ایجاد کند. چرا چنین اتفاقاتی در کشوری در حال توسعه رخ می دهد که علاقه مند به باز کردن مرزهای خود به روی مهاجران است؟ آیا می توان از سیستم ارائه مراقبت های بهداشتی ایمن اطمینان حاصل کرد؟ در مورد شهروندان چطور، آیا آنها سزاوار حق برخورداری از یک سیستم مراقبت بهداشتی عالی نیستند؟

وقت بیدار شدن است؛ ما باید نیروی انسانی این کشور را حفظ کنیم. بسیاری از کشورها نه به این دلیل که منابع طبیعی زیادی دارند، بلکه شاید به دلیل منابع انسانی خود توسعه یافته اند. آنها به متفکران و قدرت مردم خود اهمیت می دادند. منابع طبیعی ما ممکن است تحلیل رفته باشد، اما بهره گیری از منابع انسانی، کشور ما را به جلو می برد.

رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/